خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسته‌ی ‘جک’

غضنٿر از خيابون رد ميشه، از يكي مي‌پرسه: ببخشيد، اونور خيابون كدوم وره؟ يارو بهش ميگه: خوب اونور ديگه! غضنٿر شاكي ميشه و ميگه: آخه چند دقيقه پيش يه پدرسگي گفت كه اونور خيابون اينوره!

نوشته را کامل بخوانید »

خروسه پول نداشته ازدواج كنه ميره گالينابلانكا مي‌خره

نوشته را کامل بخوانید »

پسره از بالا درخت می افته پایین . بلند می شه می گه خوب شد نمردم وگرنه بابام می کشتم

نوشته را کامل بخوانید »

ترکه اومد در تاکسی و ببنده راننده بهش گفت دستت لای در گیر نکنه . ترکه گفت سرت لای در گیر نکنه !

نوشته را کامل بخوانید »

خواستم برات سبزه عيد بفرستم ولي
 
گفتم: تا عيد طاقت نمياري ميخوريش!!!

نوشته را کامل بخوانید »

يه ترکه ميخواسته بخوابه دوتا جا ميندازه، ميگن چرا دوتا جا انداختي، ميگه آخه دو شبه که نخوابيدم

نوشته را کامل بخوانید »

گرگه بعد از کلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره، بعد از کلي چت کردن باهاشون قرار مي ذاره. وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو اومد
 

نوشته را کامل بخوانید »

ترکه می ره دزدی تفنگو میذاره پشت گردن يارو می گه تکون بخوری با لگد می زنم تو سرتت

نوشته را کامل بخوانید »