Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘جوک’ Category

غضنٿر از خيابون رد ميشه، از يكي مي‌پرسه: ببخشيد، اونور خيابون كدوم وره؟ يارو بهش ميگه: خوب اونور ديگه! غضنٿر شاكي ميشه و ميگه: آخه چند دقيقه پيش يه پدرسگي گفت كه اونور خيابون اينوره!

Read Full Post »

میدونی تو مثل چی هستی ؟ مثل یک تصادف وحشتناک که کشته و مُرده زیاد داری

Read Full Post »

حتماً روی ديوار بهشت نوشته : لعنت بر پدر و مادر كسی كه در اين مكان سيب بخورد

Read Full Post »

مردی می ره لامپ مهتابی بخره، داخل دکونی می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا 1 متر لامپ بدین

Read Full Post »

یکی خبر داغ می‌شنود، گوشش می‌سوزد!

Read Full Post »

یه آبادانیه با یه فرانسویه راه میرفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!!!

Read Full Post »

پسره از بالا درخت می افته پایین . بلند می شه می گه خوب شد نمردم وگرنه بابام می کشتم

Read Full Post »

می دونی فرق پیاز با هندوانه کال چیه؟ وقتی پیاز رو قارچ می کنی چشت می سوزه هندوانه کال رو که قارچ می کنی دماغت می سوزه

Read Full Post »

یه ترکه می خواسته یه ماهی رو خفه کنه، هی سر ماهی رو می کنه زیر آب و در می آره.

Read Full Post »

ترکه اومد در تاکسی و ببنده راننده بهش گفت دستت لای در گیر نکنه . ترکه گفت سرت لای در گیر نکنه !

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »